تبلیغات
محمد فاضلی - شعری از خیام
DESIGN BY MOHAMMAD FAZELImy facebook page
دلنوشته های محمد فاضلی

شعری از خیام

نویسنده :محمد فاضلی
تاریخ:پنجشنبه 12 مرداد 1391-07:00 ق.ظ

این هم یکی از رباعی های جالب خیام

     قومی متفکرند اندر ره دین
قومی به گمان فتاده در راه یقین
     میترسم از آن که بانگ آید روزی
 کای بیخبران راه نه آنست و نه این
 




Can you get an operation to make you taller?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:13 ب.ظ
This blog was... how do I say it? Relevant!! Finally I've found something that helped me.
Thank you!
chanelltarling.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 07:33 ب.ظ
Great post. I used to be checking constantly this blog
and I'm impressed! Very useful information particularly the closing section :
) I handle such information much. I used to be seeking this certain info
for a long time. Thanks and good luck.
manicure
شنبه 9 اردیبهشت 1396 04:24 ب.ظ
I'm really inspired along with your writing skills and also with the layout in your blog.
Is this a paid subject matter or did you customize it your self?
Either way stay up the nice quality writing, it is rare to peer a great
blog like this one nowadays..
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:04 ب.ظ
It's amazing in favor of me to have a web page, which is good for my experience.
thanks admin
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:55 ق.ظ
Hey! Someone in my Myspace group shared this site with us so I
came to take a look. I'm definitely enjoying the information. I'm
bookmarking and will be tweeting this to my followers!
Exceptional blog and outstanding design.
BHW
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:46 ق.ظ
At this time it looks like Expression Engine is the best blogging
platform out there right now. (from what I've read) Is that what you are using on your blog?
حاج رضا
شنبه 28 مرداد 1391 12:57 ب.ظ
وقت کردی یه تماس بگیر ریده ای
مگس شو
حاج رضا
شنبه 28 مرداد 1391 12:56 ب.ظ
سلام سربزرگ شدی دیگه تلفن و پیام ها رو جواب نمیدی سربزرگ شدی
برم بگردم مرد رشتی را در شیخون پیدا کنم بیارمش انگار یه دست ... نیاز داری همون باید بری شهربازی عملگی ریده ای
خجالت بکش
عذذذذذذر می خوام
التماس دعا
یاعلی
حاج رضا
سه شنبه 24 مرداد 1391 10:03 ق.ظ
سلام بدبخت شدیم 6شهریور
سعید
جمعه 20 مرداد 1391 06:25 ب.ظ
روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟؟؟
سعید
جمعه 20 مرداد 1391 10:50 ق.ظ
سلام و عرض ادب ممنون رفیق که به وبلاگم سر زدی،چه جالب منم اتفاقا اهل قم هستم اگه تو این امر خیر کاری از دست من بر میاد با کمال میل قبول میکنم،فقط شما بگید چیکار کنم؟
رضا میرزایی
یکشنبه 15 مرداد 1391 01:05 ب.ظ
هنوز که نخوندیشون ممد رید ه ای؟بدو الان ....
رضا میرزایی
شنبه 14 مرداد 1391 01:14 ب.ظ
ریدی با این شعر نوشتند بابا متفکر ریدی ریده ای یه لحظه یاد شیخون افتادم تقه روزی هزار تومن شمال کار تو شهر بازی خلاصه ریدی
شقایق
جمعه 13 مرداد 1391 12:08 ق.ظ
سلام خوبی؟
خیلی رباعی جالبیه
خیام کلا شعرهاش زیباست ولی مخالف هم داره دیگه
راستی کی اومدی نبودم رفتی؟
کجا اومدی؟
ماهت عسل
یا علی
مرتضوی م
پنجشنبه 12 مرداد 1391 07:24 ق.ظ
خداییش راست گفته فکر کنم اون موقع آخوندا تو قم نبودن تو قوم بودن
هه هه هه
پنجشنبه 12 مرداد 1391 07:21 ق.ظ
منظورش آخوندا که نبوده شیطوون؟؟؟
تو هم خداییش همه کارات تخیلیه رفتی گشتی شعر پیدا کردی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


/ /AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسانفیس بوک محمد فاضلی

Admin Logo
themebox Logo